السيد محمد باقر الداماد ( الميرداماد )

مقدمه 33

جذوات و مواقيت ( فارسى )

موسى است ، در عين حال تفسيرى حكمى بر آيهء شريفهء 143 سورهء اعراف و نيز اثرى مفصّل و مبسوط در علم حروف ، اعداد و اوفاق نيز به شمار مىآيد . زيرا در نيم پايانى كتاب ، وى از رابطهء حروف و اعداد با عوالم هستى و اسرار و لطايف حروف براى حلّ شبههء ياد شده بسيار بهره برده است . نكتهء پايانى اينكه مير بدين دليل فرمان شاهى را امتثال كرد كه مىدانست افاضل عصر در حلّ معاقد و كشط مطاوى آن نكتهء دلپذير فراهم نياورده‌اند . از سوى ديگر آن گونه كه در مقدّمه آورده مطالب جذوات زايدهء تفكّر شخصى نبوده بلكه مترشّح از قلم فيض ربوبى و نوزادى غيبى است : اين خلف خاطر و نوزاد غيب * كآمده از صلب قلم پاك جيب از قلم فيض رقم كردمش * چون نفس صبح علم كردمش 5 . نثر جذوات الف . نثر مير به طور عام : ميرداماد به جملهء فنون ادبى ، اعمّ از صرف ، نحو ، لغت ، معانى ، بيان ، بديع ، عروض احاطه داشت . افزون بر آن از جودت طبع و سلاست در بيان برخوردار بود . شاهد صدق اين مدّعا سرودهء لطيف ، جذّاب و مملوّ از استعارات ، مجازات و صنايع ادبى او يعنى مثنوى مشرق الأنوار و نامه‌اى است كه خطاب به شيخ بهاء الدين نگاشته است . امّا نثر او بويژه در آثار علمىاش نثرى منحصر به فرد است . نثر او داراى ويژگيهاى خاصّ است . اين ويژگيها به قدرى است كه حتّى برخى او را صاحب سبك دانسته‌اند . سخن اين عدّه اگر بتمامه درست نباشد ، لااقلّ به اين مقدار قابل قبول است كه نثر وى داراى عناصرى است كه آن را از نوشتارهاى ديگران متمايز مىسازد . مير چه در ناحيهء مفردات و واژگان و چه در ناحيهء تركيب و ساختار جملات به گونه‌اى خاصّ عمل مىكرد . از واژگان نامأنوس و غريب بسيار بهره مىبرد و حتّى